Get a site

شناسایی و تحلیل فضایی کانون های جرم خیز شهری با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS مطالعه موردی جرایم مرتبط با مواد مخدر منطقه ۲ شهرداری تهران- قسمت ۷

طراحی فضاهای شهری بگونهای که بتوان از نظارتهای عمومی در فضاهای شهر برای جلوگیری از فعالیتهای نامطلوب اجتماعی استفاده کرد.
– تعریف فضاهای کنترل شده در ساختار شهری.
– افزایش نظارت طبیعی در معابر و فضاهای شهری.
– تعریف مشخص فضاهای عمومی، نیمهعمومی و خصوصی.
– آفرینش و یا امکاندهی به رفتارهای امن در مناطق ناامن شهر.
– جلوگیری از مکانهای ناامن در مناطق شهری امن شهری.
بانک جهانی (WB)در راستای تحقق جلوگیری از جرایم از طریق طراحی محیطی برای دولتهای محلی وظایفی را برشمرده است. بر این اساس این امور تنها از طریق نظارت ارگانهای مسئول شهری با همکاری تمامی ساکنین محلی ممکن میشود. نگاه راهبردی در این نکته است که تلاش شود تا با توانمندسازی شهروندان محلی یا از طریق ظرفیتسازی محلی (نظیر NGO’s; CBO) از طریق شهرسازی مشارکتی به این اهداف نایل شد. بیشک هرگونه بهبود در ساختار شهری تنها با نگاه به محلات شهری بعنوان بخشهای توانمند در تحقق به اهداف افزایش کیفیت زندگی ممکن میشود. میتوان به برخی نقشهای شهرداری در این راستا اشاره کرد :
– نظارت و کنترل و هدایت و هماهنگی.
– مشارکتسازی و بهرهگیری از توانمندی محلهای.
– تهیه نقشه و شناسایی دقیق مناطق شهری خاصه جرمخیز.
– حمایت مالی و تعیین استراتژیهای راهبردی.
علاوه بر این بانک جهانی در راستای نقش دولتهای محلی / شهرداری در جلوگیری از جرایم از طریق طراحی محیطی از رویهای خاص برای بهسازی مناطق شهری استفاده میکند که میتوان آنها را چنین بیان کرد :
– تشخیص (Diagnosis): شناسایی و تعیین مناطق جرمخیز و بیان چالشها و ویژگیهای خطرآفرین.
– طرح کار (Action Plan): توسعه طرحهای محلی (میان/ بلندمدت) با اهداف راهبردی.
– مدیریت و اجرا (Man & Imp): مدیریت و برنامهریزی زمانی و تعیین و تأمین بودجه و فرآیند اجرای طرح.
– ارزیابی (Evaluation): ارزیابی بر مبنای اهداف در هنگام اجرا و روشهای مطلوبیتسنجی پروژه.
۲ – ۲- ۱۳- نظریه کانونهای جرمخیز
واژه مکانهای جرم خیز برای اولین بار توسط شرمن[۳۴] ، گارتین[۳۵] و برگر[۳۶] و برای تحلیل مکانی بزهکاری مورد استفاده قرار گرفت. این واژه، به معنای یک مکان یا محدوده جغرافیایی است که میزان بزهکاری در آن بسیار بالاست. محدوده این مکان می تواند بخشی از یک شهر، محله، چند خیابان مجاور هم و حتی ممکن است یک خانه یا مجتمع مسکونی باشد (کلانتری و همکاران، ۱۳۸۹: ۱۴۸). مرکز کاهش بزهکاری متعلق به وزارت کشور انگلستان، « کانون های جرم خیز» را این گونه تعریف می کند: ناحیه ای جغرافیایی که در آن وقوع بزه از حد متوسط بالاتر است و یا ناحیه ای که وقوع بزهکاری در آن در مقایسه با توزیع جرم در کل ناحیه متمرکزتر است. مطابق این تعریف « کانون های جرم خیز» محدوده های مشخص و معینی هستند که سهم زیادی از کل جرایم در کل محدوده مورد مطالعه را در خود جای داده اند ( کلانتری و همکاران، همان: ۴۴). برخی در تعریف مکان های جرم خیز، آن را معادل مکان های کوچک با تعداد جرم زیاد قابل پیش بینی ، حداقل در یک دوره زمانی یک ساله دانسته اند. طبق این نظریه محدوده یا نقاط خاصی از شهر، به دلیل وجود برخی عناصر کالبدی، اجتماعی و اقتصادی، دارای نرخ جرم بالایی است. برخی گذرها و حواشی شهر نیز دارای این خصوصیت هستند (جعفریان و شایسته زرین،۱۳۸۸: ۹۶-۹۷).
بسیاری از صاحب نظران و از جمله طرفداران نظریه فعالیت روزمره، دلیل توزیع مکان های تمرکز بزهکاری در محدوده های خاص جغرافیایی را هم گرایی و ترکیب سه عامل زیر دانسته اند که موجب شکل گیری کانون های جرم خیز می شوند:
الف) وجود اهداف مجرمانه
ب) وجود بزهکارانی که انگیزه و توان مهارت کافی برای انجام عمل مجرمانه را دارند؛ و
ج) نبود مراقبت و کنترل مناسب برای مقابله با اقدامات مجرمانه از سوی مردم و مسئولان
در نقطه مقابل، برخی از اندیشمندان عامل اصلی شکل گیری کانون های جرم خیز را به این نکته مهم نسبت می دهند که مجرمان همانند سایر مردم به زندگی و کار و تفریح در سطح شهر مشغول اند و در حین انجام امور روزمره درصدد ارتکاب عمل مجرمانه هستند و طبیعی است افراد یا اشیایی که در مجاورت محل کار یا زندگی و فعالیت این بزهکاران قرار دارند، بیشتر در معرض بزهکاری قرار می گیرند؛ و به عکس افراد یا اموال یا به عبارت دیگر اهداف مجرمانه ای که در محدوده های دورتر واقع اند کمتر در معرض اقدام مجرمانه این بزهکاران قرار دارند. بدین ترتیب محدوده های جرم خیز شهری عمدتاً در محل هایی شکل می گیرند که در مجاورت و نزدیکی محل سکونت یا فعالیت و یا تفریح بزهکاران قرا دارند (کلانتری و همکاران، ۱۳۸۹: ۴۴).
۲-۲- ۱۳- ۱ – رویکردهای مرتبط با کانونهای جرم خیز

  • مکان های خاص و کوچک

این نگرش ها علت بروز وقایع مجرمانه را در مکان های خاص و کوچک شرح می دهد. این رویکرد با جرایمی سر و کار دارد که در پایین ترین سطح تحلیل، یعنی مکان های خاص اتفاق می افتد و به جستجوی وقایع خاص می پردازد و چنین پرسش هایی را مطرح می سازد: از چه مکان هایی سرقت می شود و در چه مکان هایی سرقت رخ نمی دهد؟ در چنین سطحی، جرایم در حد نقاط اتفاق می اقتد؛ در نتیجه واحد تحلیلی مناسب، نشانی ها، گوشه های خیابان و دیگر مکان های بسیار کوچکی است که به طور معمول روی نقشه به صورت نقطه نشان داده می شود. اقدامات پلیسی در مواقعی که عملیات پلیسی به یک مکان یا نشانی خاص مربوط ( و نه به ناحیه، بلوک یا محله ) در این سطح انجام می شود. اقدامات پلیس برای رفع مزاحمت که بر مکان های خاص متمرکز است، از جمله این موارد است.

  • خیابان ها و معابر

رویکرد های مربوط به خیابان به جرایمی مربوط می شود که در سطح بزرگتری نسبت به مکان های خاص مانند خیابان یا بلوک اتفاق می افتد. ولگردی و روسپیگری مثالهایی از این نوع است. در این سطح از تحلیل، تحلیل گر چنین پرسشهایی را مطرح می کند: در کدام خیابانها، روسپیها بیشتر دیده می شوند و در کدام خیابان ها دیده نمی شوند؟ واحد تحلیلی مناسب، قسمتی از خیابان ها، معابر و بخش های از بزرگراهها است که بر روی نقشه به صورت خطوط منحنی، خمیده یا مستقیم نمایش داده می شود. در این سطح هنوز هم اقدامات پلیس تقریباً در محل دقیقی صورت می گیرد هر چند به دقت اقدامات در یک مکان یا نشانی خاص نیست. گشتهای متمرکز و اقدامات پلیس برای تغییر الگوی ترافیک خیابانی از جمله این موارد است.

  • محله ها و نواحی کوچک

بعضی نظریههای جرم، تفاوت بزهکاری را در سطح محلهها در نظر می گیرند. محلات در سطحی بالاتر از مکان یا خیابان، با محدودههای بزرگ سروکار دارد. در اینجا، تحلیلگر به چنین پرسشهایی پاسخ می دهد: کدام نواحی در اختیار گروههای تبهکار قرار دارد و کدام نواحی این گونه نیست؟ واحد تحلیلی مناسب، کاملاً متغیر است و میتواند شامل چند بلوک، محله یا حوزههای آماری و مانند آن باشد. در این سطح از تحلیل، از اشکال دوبعدی مانند بیضی، چهارضلعی، و چند ضلعیها برای نمایش رفتارهای مجرمانه روی نقشه استفاده میشود. اقدامات پلیسی در این سطح دقت مکانی کمی دارد، زیراً عموماً محدوده بزرگتر از آن است که امکان انجام گشتهای متمرکز و مؤثر، میسر شود. به هر حال، بسته به خصوصیات محله، قعالیتهای مرتبط میتواند شامل تلاش برای درگیر نمودن ساکنین برای رویارویی با جرایم و خلافکاریهای موجود باشد. اگر مجرمین به جای آنکه در مکانهای کوچک تمرکز داشته باشند، در تمامی سطح ناحیه جابجا شوند؛ آنگاه تلاش برای جلوگیری از اقدامات مجرمانه آنها باید در سطح ناحیه انجام گیرد.

  • نواحی بزرگ

نظریههای دیگری نیز برای تشریح تفاوت میان الگوهای تمرکز جرم در سطوح بسیار وسیعتری ارائه شده است. برای مثال، نظریههای بزهکاری در مورد شهرها و منطقهها متفاوت است. در سطح شهر، اقدامات پیشنهادی میتواند شامل تغییر در اقتصاد شهر، نظام حمل و نقل، سطح تحصیلات، امکانات رفاهی و سیاستهای مربوط به تفریح و سرگرمی باشد. در سطح منطقهای یا چند حوزه قضایی، اقدامات پیشنهادی برای رویارویی با تمرکز جرم میتواند شامل تغییرات اجتماعی یا تغییر سیاستهایی در مقیاس بزرگتر باشد. هرچند این نظریهها قابل توجه است، اما برای ادارات پلیس محلی، چندان کارایی ندارد. در نتیجه این نظریهها در این نوشتار مورد بررسی قرار نمیگیرد.

خرید متن کامل در این لینک