Get a site

بررسی علل بزهکاری اطفال و نوجوانان- قسمت ۵

ناسازگاری یعنی عدم توانایی یک انسان در واکنش موزون به یک عمل اجتماعی و شرایطی که در یک لحظه پیش می آید. ناسازگاری ممکن است ناشی از عدم توانایی جسمانی یا روانی فرد در انطباق با محیط باشد یا در عدم توانایی در جذب و ادغام فرد در جامعه یا تعارض بین نسل ها باشد؛ یا حاکی از تعارض فرد با جامعه باشد. این ناسازگاری ها جرم نیستند، ولی می توانند جلوه های اولیه بزهکاری و رفتارهای مجرمانه باشند، به همین دلیل در بزهکاری اطفال بسیاری از جرم شناسان به جای بزهکاری عبارت ناسازگاری را به کار می برند، زیرا معتقد هستند چه بسیار رفتارهای مجرمانه اطفال و نوجوانان حاکی از ناسازگاری آن ها با محیط اجتماعی شان می باشد (اعم از محیط خانواده، مدرسه و. ..).(نجفی توانا،۱۵،۱۳۸۲)
دیگر این که خود به عنوان بزهکار بار منفی اجتماعی برای طفل و نوجوان دارد، لذا پیشنهاد می گردد که این عنوان (ناسازگاری) در خصوص این گروه به کار رود و در پژوهش تحت بررسی منظور از بزهکاری اطفال و نوجوانان ناسازگاری این گروه می باشد..(نجفی توانا،۱۵،۱۳۸۲)
۱ – مفهوم لغوی
الف -۱ – کودک (صغیر)
کودک.[د] (ص) کوچک ،صغیر، طفل و کودک، سه عنوان همراهی است که عموماً برای یک معنی به کار می روند واژه «کودک» در لغت عبارت است از هر دختر و پسری که به نضج و رشد نرسیده باشد. دوران کودکی از تولد شروع و تا بلوغ ادامه دارد[۱] و یک دوره ی اساسی برای تکوین و شکل گیری همراه شخصیت آدمی است. به عبارت دیگر کودک یا طفل در لغت به فرزند انسان پیش از بلوغ یا انسان نابالغ گفته می شود.(علی اکبر دهخدا، ۱۲۳،۱۳۷۷)
ب -۱ – نوجوانی
منظور از نوجوانی رشد از جنبه های زیستی روانی عاطفی و اجتماعی است. نوجوانی دوره ی انتقال از وابستگی کودکی به استقلال و مسوولیت پذیری جوانی و بزرگسالی است در این دوره نوجوان با دو مسـأله اساسی روبه رو است، بازسازی و بازنگری ارتباط با والدین و جامعه و بازشناسی و بازسازی خود به عنوان یک فرد مستقل است.
روانشناسان در زمینه تعریف نوجوانی اتفاق نظر ندارند اما بطور کلی می توان گفت که نوجوانی دوره ای است بین کودکی و بزرگسالی که طول مدت آن برحسب فرهنگ ها و محیط های مختلف متفاوت است و حدودا از ۱۱ تا۲۰ سالگی ادامه دارد.(مهدی نیک خو،۱۳۴،۱۳۸۱)
۲ –مفهوم اصطلاحی کودک(صغیر) و نوجوان
در اصطلاح حقوقی طفل یا صغیر به کسی گفته می شود که از نظر سن به نمو رشد جسمی و روحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد. ولی این تعریف دقیق و خالی از ابهام نیست، زیرا معلوم نیست که نمو جسمانی و روحی لازم برای زندگانی اجتماعی در چه زمانی حاصل می شود. البته قبل از اصلاح قانون مدنی، قانونگذار سن ۱۸ سال را به عنوان اماره رشد و نمو جسمی و روحی تعیین کرده بود و با در نظر گرفتن اماره مزبور، تعریف یاد شده هم بی اشکال می نمود.
لیکن امروزه آن تعریف قابل ایراد است، به ویژه از آن جهت که به سن بلوغ، که مفهوم حقوقی ویژه ای دارد، اشاره نکرده است. به علاوه نمو روحی لازم برای زندگی اجتماعی چه بسا با رسیدن به سن بلوغ حاصل نمی شود، بلکه مستلزم رشد است که مفهومی غیر از بلوغ جسمی است. بنابراین، در حقوق امروز، ممکن است کسی با رسیدن بلوغ دوره صغر را پشت سر گذارده باشد و دیگر صغیر به شمار نیاید، ولی رشد و توانایی روحی برای اداره امور خود را نداشته باشد.(امامی، ۱۳۵۶، ۲۴۳ )
از دیدگاه فقهی، صغیر «کسی است که به سن بلوغ نرسیده باشد»و متعاقب همین موضوع در قانون مجازات اسلامی نیز واژگان طفل و کودک به همین معنا به کار رفته است.(جعفری لنگرودی، ۱۳۸۵، ۱۲۳)
با این حال، از دیدگاه روان شناسی، طفولیت دربرگیرنده دورانی است که از بدو تولد شروع و در زمانی که فرد، واجد شخصیت اجتماعی می شود و از لحاظ جسمی و روانی نضج می گیرد، پایان می یابد. در دوره ی کودکی تا ۹ سالگی با رشد جسمی و روانی، شخصیت طفل تکوین یافته و بین ۹ تا ۱۲سالگی دوره تکامل عقلانی و منطبق شدن با وضع محیط و دوره ی اثبات آغاز می شود. کودک در تمام مراحل رشد و بلوغ نیاز به توجه و مراقبت کامل جسمانی و نیازمند توجه، محبت و مراقبت و راهنماییهای آگاهانه و علمی است. (براهنی،۱۳۷۳، ۲۳۴)
بنابر آن چه در متون فقهی ما آمدهاست، انسان از روز ولادت تا زمانی که به سن رشد و بلوغ میرسد، سه مرحله را طی می کند:
الف – مرحله فقدان ادراک: طفل در این مرحله غیر ممیز نامیده می شود و این دوره از تولد آغاز می شود و اغلب کودکان با رسیدن به سن هفت سالگی این مرحله را به پایان می رسانند.
ب – مرحله ادراک ضعیف و ناقص: کودک را در این مرحله صبی ممیز می نامند؛ یعنی اجمالاً قدرت دارد حسن و قبح اعمال خود را تشخیص دهد و به طور معمول از هفت سالگی آغازمیشود و تا رسیدن به سن بلوغ ادامه می یابد.
ج – مرحله ادراک تام: انسان در این مرحله بالغ و رشید نامیده می شود و به نظر مشهور فقها سن بلوغ در پسران از پانزده سالگی و در دختران از نه سالگی شروع می شود.( عبدی پور، بی تا، ۲۴٫)
آیا انسان در تمام مراحل سه گانه در برابر و اعمالش مسوول است و کیفر می گردد؟
بی شک کودک در مرحله اول مسوولیت کیفری ندارد و هیچ یک از انواع مجازات اعم از حدود، قصاص، تعزیرات و تأدیب بر وی اجرا نمی شود، زیرا در این مرحله قادر به تشخیص امور نیست و به اهدافی که در اجرای مجازات ها مدنظر است، توجه ندارد.( عراقی، بی تا، ۹٫)
در فقه امامیه بعضی سن ۷ سالگی را برای تمیز ذکر کرده اند؛ زیرا پیغمبر اکرم (ص) فرموده است: «فرزندانتان را در ۷ سالگی به نماز عادت دهید».بدیهی است نقطه آغازین عبادت تشخیص حسن و قبح امور است. برخی به استناد حدیثی دیگر ۶ سال را سن تمیز تلقی کرده اند. در حقوق برخی از کشورها نیز سن تمیز معین شده است، ولی در حقوق مدنی ایران و پاره ای از کشورها تمیز، سن خاصی ندارد و در صورت بروز اختلاف، درباره ممیز یا غیر ممیز بودن صغیر، تشخیص آن با دادرس است که باید با توجه به اوضاع و احوال و خصوصیات شخص و دلایل و قراین و امارات موجود در این باره تصمیم بگیرد.(احمد الزرقا،۱۹۶۳ ، ۵۹٫)
در حقوق فرانسه، مانند ایران تشخیص تمیز، با دادگاه است؛ اما سن تمیز در حقوق مصر، سوریه و عراق به موجب قانون، ۷ سال تمام و در حقوق مراکش ۱۲ سال و در حقوق تونس ۱۳ سال است. به نظر میرسد که سن ۱۲ یا ۱۳ سال برای تمیز خیلی بالاست و با واقعیت های موجود سازگار نیست و نیز از آن جا که تشخیص این امر در اعمال حقوقی و کیفری صغیر مؤثر است تعیین این سه با مصلحت صغیر و جامعه سازگار نیست.[۲]( انصاری، بی تا، ۵۴۹)
ویژگی‌هایی که در تعاریف نوجوانی مورد استفاده قرار گرفته است، در هشت گروه قرار می‌گیرد:
گروه ۱٫ نوجوانی یک دوره مهم است: همه دوران عمر مهم است اما برخی از آن‌ها مهمتر ازدیگر دوره هاست. در میان ادوار زندگی، نوجوانی از اهمیت خاصی برخوردار است. زیرا این دوره هم دارای تاثیرات ناگهانی بر رفتار و دیدگاه فرد است و هم نتایج درازمدت به ارمغان می‌آورد. توام بودن تاثیرات روانی و تحولات فیزیکی نیز بر اهمیت این دوران می‌افزاید.
گروه ۲٫ نوجوانی یک دوره انتقال است: نوجوانی عبور از مرحله‌ای از رشد به مرحله دیگر است با این ملاحظه که آنچه قبلا واقع شده نشانه خود را روی حال و آینده باقی می‌گذارد. جنبه‌های کودکانه کنار گذاشته می‌شود و الگوهای جدید رفتاری و نگرشی جانشین چیزهایی می‌شود که ترک شده‌اند.
گروه ۳٫ نوجوانی یک دوره تغییر است: پنج نوع از تغییرات با شتاب در نوجوانی به وجود می‌آیند:
اول: توسعه حیات عاطفی که سرعت و میزان تغییرات بدنی و روانی، شدت آن را تعیین می‌کند.
دوم: احساس بی‌ثباتی به علت سرعت تغییراتی که با رشد جنسی همراه است.
سوم: تغییراتی که در بدن، علایق و نقش‌هایی که در گروه‌های اجتماعی از آنان انتظار می‌رود ایفا نمایند؛ به وجود می‌آیند.
چهارم: تغییر در ارزش‌ها به گونه‌ای که اهمیت مسایل مهم گذشته جای خود را به مسایل جدیدی می‌دهد.
پنجم: تغییر به حالت بی ثباتی، مثلا درخواست و تقاضای استقلال دارند، در حالی که از مسوولیت‌هایی که همراه با استقلال است، هراس دارند.
گروه ۴٫ نوجوانی یک سن مساله‌آفرین است: نوجوانان به دلیل بی‌تجربگی و عدم پذیرش کمک دیگران، به تنهایی در غلبه بر مسایل‌شان ناتوان هستند و حل مسایل و مشکلات خود را بیش از انتظارات خود می‌یابند و تلاششان در غلبه بر مسایل ممکن است به شکست منجر شود. بسیاری از این شکست‌ها نتایج غم‌انگیزی دارند.
گروه ۵٫ نوجوانی زمان جستجوی هویت است: موقعیت نوجوانان مبهم است. آن‌ها به تدریج با تلاش برای شناختن نقش و توانایی و ارزش‌ها درصدد جستجوی هویت برمی‌آیند. در این جستجو آن‌ها برای احساس جدیدی که از استمرار و یکنواختی دارند مبارزه جدیدی آغاز می‌کنند. مبارزه برای جستجوی هویت بر رفتارهای نوجوان اثر می‌گذارد؛ مثلا آن‌ها را مجبور به کارهای ساختگی می‌کند، تا بدین‌وسیله هویت جدیدی برای خود کسب و از آن محافظت کنند.
گروه ۶٫ نوجوانی سن هراس است: در یک ‌سو قالب‌های فرهنگی که همچون آیینه‌ای ، عکس‌العمل‌های مناسب اجتماع را در خود منعکس می‌کند از نوجوان می‌خواهد فردی مرتب، قابل اعتماد و دارای قدرت آفرینندگی باشد و در سوی دیگر بزرگسالان، که مسوول راهنمایی و حمایت از نوجوانان هستند قرار دارند. (محمدرضایی، ۱۳۷۶، ۴۷)
گروه ۷٫ نوجوانی زمان آرمان‌گرایی است: نوجوانان با داشتن آرزوهای غیرواقعی که از آرمان‌گرایی ناشی می‌شود، سعی در تغییر وضعیت موجود و بهبود آن دارند. تا اینکه زمانی فرا می‌رسد که این آرمان‌گرایی را با افزایش قدرت تفکر عقلانی و توسعه تجارب اجتماعی رها می‌سازند.
گروه ۸٫ نوجوانی آستانه بزرگسالی است: در سال‌های پایان نوجوانی که نوجوانان به بلوغ قانونی می‌رسند، روی رفتارهایشان متمرکز می‌شوند تا بتوانند با بزرگسالان معاشرت نمایند و معتقدند این رفتارها، تصویری دلخواه از آنان به وجود می‌آورد. (محمدرضایی، ۱۳۷۶، ۴۷)
در یک جمع‌بندی می‌توان گفت، بیشتر صاحبنظران نوجوانی را یک حد فاصل بین کودکی و بزرگسالی می‌دانند. نوجوان از یک ‌سو در حال گسیختن پیوند‌های خود با دوره کودکی و از دیگر سو شیفته دستیابی به استقلال جوانی و بزرگسالی است. ولی به طور کامل نه این است و نه آن. لذا این دوره دارای طیف وسیعی است که با جلد از قلمرو کودکی مرتبط شده و در انتهای طیف به جوانی پهلو می‌زند .
گفتار دوم – جنبه های افتراقی بزهکاری اطفال ونوجوانان

خرید متن کامل در این لینک